به انجمن ایران زمین خوش آمدید؛

مهمان گرامي، براي مشاهده تالارها با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
موسيقي سنتي ايران - صفحه 2

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: به نظر شما مطالب اين موضوع در چه سطحي است؟

رأی دهندگان
2. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • ناقص است و اشتباه

    0 0%
  • ناقص است اما صحيح

    0 0%
  • كامل است اما اشتباه

    0 0%
  • كامل است و صحيح

    2 100.00%
صفحه 2 از 9 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 90

موضوع: موسيقي سنتي ايران

  1. #11
    عضو فوق حرفه ای
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    شهر گل و بلبل شيراز
    نوشته ها
    1,703
    سپاس
    3,722
    تشکر شده 2,707 تا این لحظه در 1,127پست

    پیش فرض

    زندگی نامه ای از جاودانه صدای موسیقی ایران علی اکبر گلپایگانی (( گلپا ))

    نام : علی اکبر گلپایگانی
    روز تولد : 10 بهمن 1312
    محل تولد : محله تکیه زرگرها ی تهران
    همسر : گلرخ گلرایلی
    فرزندان : ساقی و ساغر گلپایگانی
    خواهران و برادران : عباس ، حسن (مدرس آواز و استاد دانشگاه)، محمد (با نام هنری گلریز) که خواننده میباشند ، محمود (مهندس و مدرس آواز) ، و یک خواهر بنام مریم .
    تیم های مورد علاقه : رئال مادرید – بارسلونا – بایرن مونیخ – منچستر
    فوتبالیست مورد علاقه : پله – زیدان – گرد مولر – بکن باوئر
    فوتبالیست های ایرانی : همایون بهزادی – علی پروین – مهدوی کیا – کریمی – کعبی
    خواننده مورد علاقه : ادیب خوانساری
    خوانندگان مورد علاقه نسل امروز : شجریان – افتخاری – اصفهانی – مرحوم ایرج بسطامی
    فیلم ایرانی مورد علاقه : سوته دلان
    بازیگران ایرانی مورد علاقه : فردین – بهروز وثوق – جمشید مشایخی – اکبر عبدی – هدیه تهرانی – نیکی کریمی – خسرو شکیبایی – پرویز پرستویی
    کارگردان ایرانی مورد علاقه : تهمینه میلانی
    تحصیلات : دیپلم و فارق التحصیل از دانشگاه نقشه برداری دانشگاه افسری و کارشناس بانک مسکن
    یک بیت : به خدا قطع کند خصم اگر سر ز تنم به جهانی ندهم ذره خاک وطنم
    -----------------------------------------------
    اکبر گلپایگانی( مرد حنجره طلایی ) بدون کوچکترین تردید یا شک و شبهه ای برترین خواننده موسیقی اصیل ایرانی در طول تاریخ این سرزمین و در مدت قریب به یک صد سال از شکل گیری آن در قالب نوین به شمار می رود .
    استاد گلپا مبدع و مروج شیوه جدیدی از تصنیف خوانی در قالب های اصیل به شمار می رود که در آن پیش از او هیچ خواننده دیگری تا آن اندازه در ژرفای ترکیبات الحان، ملودی ها، و سازها غور و تفحص نکرده بود . ایشان در تمام ادوار خوانندگی خود تنها حول و حوش 50 ترانه خوانده اند که الحق والانصاف اغلب در نوع خود بی بدیلند . وسواس خاص استاد در گزینش اشعار، سازها، و ملودی ها وجه فراق و تمایز ایشان از سایرین است .
    با مطرح شدن نام اکبر گلپایگانی و اوج گیری این بزرگمرد آواز ایرانی، تقریبا همگی آوازخوانان معروف و مردمی کنار زده شدند و برای مردم و صاحبان فن و ذوق تنها چهار نام دیگر بازتابی سنگین و قابل اعتنا و قابل قیاس با گلپا داشتند : مرضیه، بنان، ایرج، و شجریان. این درست که استادانی چون محمودی خوانساری و قوامی و حتی عبدالوهاب شهیدی و نادر گلچین و سایرین نیز عرصه پهناوری از بی کرانه موسیقی ایرانی را تصرف کرده بودند، لیکن به واسطه امکانات محدودتر در ضبط صدا و ترانه، کم کاری، و دوری گزینی از هیاهوی عصر، و عوامل دیگر، نتوانستند پا به پای این چهار استاد گام بردارند . البته نام بانو دلکش نیز نمی تواند از اذهان زدوده شود ، اما ایشان در مبحث آواز دستگاهی همانند مرضیه کمتر وارد شده اند .
    برای این بزرگمرد آواز ایرانی عمری مستدام و طولانی آرزومندیم و امیدواریم اکنون که گلو و حنجره مرمرین ایشان از قید ( غل و زنجیر و لاک و مهر و پلمپ بیست و پنج ساله ) آزاد شده ، بیست و پنج سال دیگر بخوانند و با به فراموشی سپردن آنچه در این مدت گذشت ، از زنگار غم و اندوه رهایی یافته و نسیم شور وشادی و امید را در قلب جوانان این سرزمین به وزیدن وا دارند ، جوانانی که به نسل کنونی تعلق دارند و تنها نامی از ایشان و استادان دیگر شنیده اند ...

    :::::::::: سال شمار زندگی استاد اکبر گلپایگانی ::::::::::

    ● متولد دهم بهمن سال 1312 شمسی __ 1933 م ، در محله تکیه زرگرها ی تهران .
    ● خواندن اولین اذان برای سلامتی مادر در سال 1317 شمسی __ 1938 م ، که ایشان در همان سال مادر خود را از دست میدهند .
    ● ورود به دبستان فرهنگ در محله تکیه زرگرها در سال 1318 شمسی __ 1939 م ، که ایشان در همان سال قاری قرآن در کلاس درس بودند .
    ● آشنایی با محمود آقا خراز محل و قاری مساجد و ابراهیم گردن تعزیه خوان معروف و آغاز تعلیم ابتدایی موسیقی نزد آنها در سال 1319 شمسی __ 1940 م .
    ● آغاز تعلیم موسیقی نزد پدر ، حسین گلپایگانی ، به طور جدی و منظم در سال 1320 شمسی __ 1941 م .
    ● نقل مکان از محله تکیه زرگرها به خیابان آبشار و ثبت نام در کلاس چهارم ابتدایی در دبستان اقبال در خیابان آبشار و آشنایی با مرحوم (( جهانگیر ملک استاد تنبک )) ، در کلاس درس در سال 1321 شمسی __ 1942 م .
    ● ثبت نام در دبیرستان بدِر در سرچشمه و عضویت در تیم فوتبال باشگاه تهران جوان در رده سنی نوجوانان به مربیگری مرحوم حسین فکری در سال 1324 شمسی __ 1945 م .
    ● کسب عنوان قهرمانی تهران با تیم فوتبال نو جوانان باشگاه تهران جوان در سال 1325 شمسی __ 1946 م .
    ● اولین تجربه شرکت در یک گروه ارکستر کر به رهبری ایرج گلسرخی در سال 1326 شمسی __ 1947 م .
    ● اولین تجربه بازی در یک نمایش در سالن شیر و خورشید و ایفای نقش یک پسر شعر خوان به پیشنهاد شاپور قریب کارگردان سینما در سال 1326 شمسی __ 1947 م .
    ● ورود به مدرسه نظام و عضویت در انجمن موسیقی مدرسه نظام و آشنایی با حسین خواجه امیری ((استاد ایرج )) ، در سال 1327 شمسی __ 1948 م .
    ● آشنایی با مرحوم حسن یکرنگی از شاگردان اقبال السلطان و تعلیم آواز نزد او در سال 1328 شمسی __ 1949 م .
    ● آشنایی با دکتر ((نور علی خان برومند)) به کمک استاد ((علی تجویدی)) و آغاز تعلیم تحت نظر ایشان در سال 1330 شمسی __ 1951 م .
    ● آشنایی با اساتید برجسته موسیقی ایران و تعلیم آواز نزد استاد ((ابوالحسن صبا)) ، ((طاهر زاده)) ، ((ادیب خوانساری)) ، ((عبدالله خان دوامی)) ، (( حاج محمد آقا ایرانی مجرد)) و ((یوسف فروتن)) در سال 1331 شمسی __ 1952 م .
    ● ورود به دانشکده افسری در سال 1332 شمسی __ 1953 م .
    ● خواندن اولین آواز با ساز استاد ((دکتر نور علی خان برومند)) و ((استاد علی اصغر بهاری)) برای یونسکو ( در بیات اصفهان و سه گاه ) ، در سال 1335 شمسی __ 1956 م . که به صورت صفحه بزرگ ضبط شد . که این اثر در بازار پخش نشد .
    ● ورود به دانشکده نقشه برداری در سال 1336 شمسی __ 1957 م .
    ● دعوت به رادیو توسط ((مرحوم پیرنیا ))، سرپرست و مبتکر برنامه گلها در سال 1337 شمسی __ 1958 م .
    ● استخدام در سازمان برنامه در سال 1337 شمسی __ 1958 م .
    ● خواندن اولین آواز بدون ساز ، شعر حافظ ، ( در خرابات مغان نور خدا می بینم ) در اول فروردین ماه سال 1338 شمسی __ 1959 م . گلپا در این آواز به عنوان خواننده ناشناس و جوان معرفی شد .
    ● پخش اولین آواز با ساز از رادیو در برنامه گلها تحت عنوان ، مست مستم ساقیا دستم بگیر ، در مثنوی شور، با شعر بیژن ترقی و آهنگ ((مرتضی خان محجوبی)) و ((پرویز یاحقی)) در سوم فروردین ماه سال 1338 شمسی __ 1959 م . که این آواز از استقبال بی سابقه ای در میان عامه مردم برخوردار گشت.
    ● ضبط اولین صفحه توسط کمپانی ایران گرام در سال 1339 شمسی __ 1960 م .
    ● ضبط چهار صفحه توسط کمپانی ایران گرام و سفر به آمریکا به همراه استاد ((فرهنگ شریف نوازنده تار )) و مرحوم ویگن جهت اجرای کنسرت برای ایرانیان مقیم آن کشور در سال 1340 شمسی __ 1961 م .
    ● تدریس موسیقی ایرانیbuilding music در دانشگاه USLA ، به همراه استاد ((فرهنگ شریف)) به مدت سه ماه در سال 1340 شمسی __ 1961 م .
    ● اجرای کنسرت در لندن و هلند در سال 1340 شمسی __ 1961 م .
    ● ازدواج با خانم گلرخ گلرایلی در سال 1346 شمسی __ 1967 م . در سن 34 سالگی
    ● اجرای کنسرت در کویت همراه با فرهنگ شریف و مرحوم امیر ناصر افتتاح (نوازنده تنبک) در سال 1348 شمسی __ 1969 م .
    ● بازی در فیلم سینمایی مرد حنجره طلایی به عنوان هنر پیشه نقش اول به کارگردانی مرحوم میثاقیه در سال 1348 شمسی __ 1969 م .
    ● تولد اولین فرزند بنام ساقی در یازدهم اردیبهشت ماه سال 1349 شمسی __ 1970 م . که ایشان هم اکنون پزشک میباشند .
    ● اجرای کنسرت در لندن با استاد ((حبیب الله بدیعی نوازنده ویلون )) و همچنین بازی در نمایشنامه رادیویی آتشی بر دل ، در سال 1350 شمسی __ 1971 م .
    ● تولد دومین فرزند بنام ساغر در سوم فروردین ماه 1350 شمسی __ 1971 م . که ایشان هم اکنون دارای درجه دکترای بورس آمار و احتمالات میباشند .
    ● اجرای برنامه در رویال دایان لندن ، در سال 1352 شمسی __ 1973 م . که در این برنامه از هر کشور یک خوا ننده منتخب و یک موزیسین شرکت داشتند .
    ● اجرای کنسرت سراسری در آمریکا برای ایرانیان مقیم آن کشور با استاد فریدون حافظی ( نوازنده تار) ، در سال 1355 شمسی __ 1976 م .
    ● کنسرت در افغانستان و اجرای آواز دو صدایی با محمد ظاهر خواننده معروف افغانستان و همچنین اجرای کنسرت در پاکستان و هندوستان در سال 1355 شمسی __ 1976 م .
    ● ممنوعیت برای کار در رادیو و تلوزیون در سال 1358 شمسی __ 1979 م .
    ● اجرای کنسرت سراسری در آمریکا در سال 1371 شمسی __ 1992 م .
    ● اجرای کنسرت در چین و ژاپن در سال 1372 شمسی __ 1993 م .
    ● اجرای کنسرت در آمریکا در سال 1373 شمسی __ 1994 م .
    ● اجرای کنسرت در رویال فستیوال هال لندن در سال 1378 شمسی __ 1999 م .
    ● آغاز به کار مجدد و ارائه دو کاست تحت عناوین (مست عشق) و (عقیق) در سال 1382 و شکست رکورد تاریخی فروش نوار ، آن هم پس از 24 سال دوری ایشان از بازار موسیقی کشور ... که همانطور که در بالا گفتم به خاطر ممنوع الفعالیت کردن استاد بود .
    ● دوباره رکورد تاریخی برای مرد حنجره طلایی و عنوان (( پرفروشترین آلبوم بعد از انقلاب )) برای آلبوم (مست عشق) که در سال 1382 منتشر شده بود .




    :::::::::: بیوگرافی اکبر گلپایگانی ::::::::::

    سال 1312در تهران دیده به جهان گشود . تحت توجهات پدرش با اصول اول موسیقی تا حدودی آشنا شد ، تا این که گذرش به منزل (حسن یکرنگی) که مردی پاک طینت و دارای صدایی خوش بود می افتد او که به خوبی به گوشه ها و ردیفهای موسیقی ایرانی وارد بود گلپای جوان را مورد تشویق قرار می دهد . مدت زیادی از آمد و شد نمی گذارد که او یک شب با استاد ((نور علی برومند)) در آن منزل آشنا می شود ... استاد (( نور علی برومند)) از صدای او خیلی خو شش می آید و تصمیم به تعلیم وی می گیرد و حدود 8 سال و 9 ماه به طور مداوم وی را تحت تعلیم قرار میدهد. تا این که ((داوود پیر نیا)) مبتکر برنامه گلهای جاویدان برای شرکت در برنامه گلها از وی دعوت می کند ... اکبرجوان و با استعداد به زودى خواننده اصلى ارکستر گل ها و گل هاى جاویدان شد .... و شد گلپا . گلپا آواز را هم طورى خواند که ورد زبان ها شد و بعد از این دوره موفق به ترانه خوانى روى آورد و از آنجا که از ریشه محکمى برخوردار بود بسیارى از آثارش خیلى سریع مشهور شد .
    گلپا از محضر استادانی نظیر : ((حاج آقا محمد ایرانی)) ، ((ادیب خوانساری)) و صفحات ((طاهر زاده)) بهره می گیرد ولی به هیچ وجه کوششی به عمل نمی آورد که از آنها تقلید نماید.
    گلپا در سال 1956 میلادی ( 1334-35 ش ) به همراه ((علی اصغر بهاری استاد کمانچه)) و (( نورعلی برومند ردیف دان و استاد تار )) در سازمان بین المللی ((یونسکو)) دو تصنیف یکی در دسگاه سه گاه و دیگری در مایه اصفهان با اشعار سعدی و حافظ اجرا نمود و بدین ترتیب می توان گفت گلپایگانی و برومند و بهاری از پیشروان معرفی آواز و موسیقی ایرانی در سطح جهان هستند .
    سال 1961 میلادی بنا به دعوت دانشکده "میوزیک بیلدینگ" یو.اس.ال.ا کالیفرنیا با استاد ((فرهنگ شریف)) و تونی که از استاد تار می باشد 18 جلسه تدریس کرد و اولین ایرانی است که در 21 نوامبر 1995 موفق به دریافت دکترای افتخاری در رشته آواز از دانشگاه کلمبیای آمریکا شده است.

    چند سال پیش در منزل ((عبدالرزاق وحدت)) مراسمی برای بزرگداشت از استاد گلپایگانی برگزار شد . در این بزرگداشت خودمانی اساتیدی مثل ((فرهاد فخرالدینی)) و ((استاد جلیل شهناز)) و ((مرحوم استاد علی تجویدی)) و ((استاد اسدالله ملک)) و ((استاد محمد رضا شجریان)) و همچنین همایون خرم و میلاد کیایی و بیژن ترقی و فریدون حافظی و ..... حضور داشتند . این بزرگداشت به همت هنرمندان و به پاس قدردانی چند دهه فعالیت ارزشمند استاد گلپا در عرصه آواز ایران ترتیب داده شده بود .

    :::: افتخارات و پاداش های کسب شده ::::

    ● اجرای آواز در سازمان یونسکو در سال 1335 ، به دعوت این سازمان و اولین خواننده ایرانی که در خارج از ایران کنسرت داشته است .
    ● اجرای بیشترین آواز در برنامه گلها . همچنین ایشان تنها خواننده ای است که در تمام سلسله برنامه گلها شرکت داشته است . ( 298 آواز بصورت رسمی و بیش از 700 آواز خصوصی و بزم)
    ● تدریس موسیقی ایرانی و آواز بنا به دعوت دانشکده میوزیک بیلدینگ دانشگاه USLA کالیفرنیا در سال 1340.
    ● اجرای برنامه در ( رویال دایان لندن ) در سال 1352 در این برنامه از هر کشور برترین خواننده ها برای اجرای برنامه اعزام شده بودند که از ایران نیز استاد گلپایگانی دعوت شده بودند .
    ● دریافت دکترای افتخاری هنر در رشته آواز از دانشگاه کلمبیای آمریکا (( استاد گلپا اولین ایرانی است که موفق به دریافت دکترای افتخاری هنر در زمینه موسیقی شده اند))
    ● استاد اکبر گلپایگانی از ( رویال فستیوال هال لندن ) نیز نشان صد سال هنر معاصر را دریافت کرده است .
    ● دریافت دکترای افتخاری اقتصاد و هنر از سازمان یونسکو در سال 1381.
    ● در 25 آذر سال 1383 نیز از طرف آکادمی نخبگان جوان دانشگاه تهران به سرپرستی پروفسور صحرائیان ، دکترای افتخاری را دریافت کرد . ((در ۲۵ آذر در دانشگاه تهران غوغایی بود . استاد هنگام دریافت دکترا با استقبالی حیرت انگیز دانشجویان مواجه شد . دانشجویان با فریادهای گلپا دوستت داریم علاقه خود را به آوازه خوان بزرگ کشور نشان میدادند ... ))
    ● دریافت دکترای افتخاری و اسکار هنر موسیقی در سال 1384 از دانشگاه بوداپست مجارستان ((همانطور که میدانید این مراسم یکی از بزرگترین مراسم موسیقی هست که در جهان برگزار میشه و در این مراسم غیر از استاد گلپا کسانی مثل ابراهیم تاتلیس و جیبسی کینگ و سلن دیون و ... شرکت می کنند. ))
    ● دریافت دکترای افتخاری و مدال هنر در سال 1384 از سازمان ملل متحد و نماینده این سازمان .
    ● قرار دادن آوای آواز استاد گلپایگانی در یک فیلم جهانی به نام " مده آ " ، ساخته کارگردان مشهور ایتالیایی " پازولینی" . استاد گلپا تنها خواننده ایرانی است که صدایش در یک فیلم جهانی گنجانده شده است . (( استاد گلپا بخاطر این آهنگ یک میلیون دلار از تهیه کننده این فیلم دریافت کرد ))
    ● انتخاب به عنوان محبوبترین خواننده سال 1382در بین تمام خوانندگان ایرانی داخل و خارج از کشور و انتخاب ترانه عشق پاک (من تو را آسان نیاوردم بدست) از ساخته های استاد جهانبخش پازوکی به عنوان برترین آهنگ سال . ( به نظر من که آهنگ عشق پاک در top ten کارهای استاد گلپایگانی قرار داره ) . خبر برگشت استاد گلپا بعد از 25 سال تیتر تمام روزنامه ها و مجلات ایران شد ... در مجله وزین "موسیقی قرن بیست و یکم" تیتر زدند ، (( حنجره طلایی برگشت و رکورد شکست )) _______________________________________
    اکبر گلپایگانی ، مرد حنجره طلایی ، از سوی یونسکو به عنوان برترین خواننده و آوازه خوان کلاسیک جهان در 100 سال اخیر انتخاب شد . این جایزه با نظر خواهی از موسیقیدانان و خوانندگان کلاسیک برتر جهان و از طرف یونسکو به او تعلق گرفت و قرار است در 25 اسفند امسال مدال (( رساترین صدا )) را از ژاک شیراک ، رئیس جمهور فرانسه در حضور بزرگان موسیقی کلاسیک جهان در ساختمان سنای فرانسه دریافت کند .
    _______________________________________

    وی در سال گذشته نیز در مجارستان یک شیر طلایی به همراه دکترای افتخاری موسیقی از طرف آکادمی هنر بوداپست دریافت کرد . در این مراسم بزرگ بین المللی هر خواننده ای که دکترای موسیقی دریافت می کند میتواند 5 دقیقه ( مثل مراسم اسکار ) صحبت کند . استاد گلپا در این 5 دقیقه که به طور مستقیم از CNN پخش میشد درباره لزوم توجه بیشتر جهان به تخت جمشید صحبت کردند .
    اکبر گلپایگانی که به تازگی از سفر فرانسه و ترکیه به ایران بازگشته است هم اکنون منتظر مجوز انتشار از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی برای انتشار کاست جدیدش است و مثل اینکه هنوز مجوز ندادند و این در حالی است که متاسفانه ما شاهد دادن مجوز به کاستهای بی هویت و بی نشانی هستیم که نه خواننده آن دارای صدای مناسبی است و نه شعر و آهنگ مناسبی دارند و با زور دستگاههای پیشرفته صدای خود را تغییر میدهند و از سازهای کامپیوتری و ... استفاده میکنند.
    وی در پاییز امسال کنسرتی را در استرالیا و در شهرهای سیدنی و ملبورن برگزار خواهد کرد .

    نکته : ......
    ● معین خواننده معروف ایرانی ساکن لس آنجلس مدتی را نزد استاد به یادگیری آواز پرداخته است .
    ● استاد شجریان در کتاب زندگی نامه خود و همچنین مصاحبه سال (شرمنده حافظه جواب نمیده) گفته است که الگو و مشوق من در موسیقی استاد گلپا است و من وقتی صدای استاد گلپایگانی را شنیدم واقعا عاشق موسیقی شدم ...
    ● استاد گلپا به دعوت از ابراهیم تاتلیس برای حضور در یک کنسرت مشترک در کشور ترکیه دعوت شده است . (( البته من زیاد از ابراهیم تاتلیس خوشم نمی آید ولی خب به هر حال غول صنعت موسیقی ترکیه به حساب می آید ))
    ● دو تن از نزدیک ترین دوستان استاد گلپا نیز ((مرحوم فردین)) و ((مرحوم تختی)) بودند .
    ● (( مرد حنجره طلایی علاقه خیلی زیادی به مایکل جکسون دارد و میگوید وقتی مایکل جکسون شروع به خواندن می کند من واقعا لذت می برم ))
    ● چندی پیش نیز روزنامه خبر ورزشی ( پرتیراژ ترین روزنامه ورزشی در ایران ) گفتگوی مفصلی را با استاد گلپایگانی انجام داد ( به نظر من خیلی جالب بود) .
    ● هم اکنون استاد گلپا یک هتل به نام شاهین در شهر اشتوتگارت آلمان دارد .
    ● هم اکنون محل زندگی استاد گلپا در فرمانیه است و بهترین تفریح اش نیز رفتن به پارک جمشیدیه برای ورزش همراه با همسرشان است .
    ------
    نظرات تنی چند از بزرگان موسیقی ایران درباره گلپا :
    استاد علی تجویدی:
    ایجاد سبک و شیوه ای نوین در اجرای آوازهای اصیل ایرانی همراه با صدایی رسا و تحریرهایی بدیع و استادانه در قالب ردیفها و گوشه های آن توسط شما از چنان جذابیت و دلنشینی برخوردار بود که لاجرم بر گوش دلها نشسته و آواز ایرانی را که تا آن زمان عامه مردم کمتر بدان توجه می کردند مورد توجه و اقبال عمومی قرار داد. بنابراین لازم می دانم مراتب قدر شناسی و سپاس خود و دیگر هنرمندانی که همراه با شما در بوجود آوردن گلهای جاویدان و رنگارنگ شعر و موسیقی ما سعی داشته اند به حضورتان تقدیم و سعادت و نیکبختی شما را از خداوند آرزو مینمایم.
    استاد جلیل شهناز :
    آقای اکبر گلپایگانی از جمله هنرمندانی هستند که دوستش دارم و علاوه بر صدای کم نظیری که دارند زحمت زیادی در راه اعتلای آواز ایران کشیده است و به طور خلاصه می توانم بگویم گلپا هنرمندی واقف و وارد مانند آقایان بنان و قوامی و تاج اصفهانی و ادیب خوانساری صاحب سبک است.
    استاد فضل الله توکل :
    اکبر گلپا سلطان آواز ایران است.
    استاد پرویز یاحقی:
    گلپا هنرمندی صاحب سبک و مردمی و به خاطر صاحب سبک بودن گلپا بود که مردم بهترین لقبها مانند ((سلطان آواز ایران)) و ((مرد حنجره طلایی)) و ((گل سرسبد آواز ایران)) را به او دادند .
    استاد منصور نریمان:
    شهر خلوت است امشب گلپا می خواند.
    استاد فرهنگ شریف:
    صدای اکبر گلپا صدای جاویدانی است که همواره باقی خواهد ماند.
    استاد بیژن ترقی(شاعر):
    صدای گلپا بواقع تحولی عظیم و چشم گیر در سبک خوانندگی کشور ایجاد کرد. در ایامی که همه مردم اعم از پیر و جوان بیشتر به ترانه های رادیو دل بسته بودند و چندان توجهی به موسیقی آوازی نداشتند صدای گلپا با چنان استقبال و شور و حالی روبه رو شد که از هر خیابان و جلوی هر میدان و مغازه ای که رد میشدیم طنین صدای او عابرین را از حرکت باز میداشت . امید است قدر چنین هنرمندان بزرگی را بیشتر بدانیم که ارزش هر کشوری به بزرگان و هنرمندان آن کشور است.
    همچنین خوانندگان بزرگی نیز مثل تیمور مصطفی اف (اذربایجان) ، حاج بابا (اذر بایجان) ، ابراهیم تاتلیس (ترکیه) ، ام کلثوم (مصر) ، شالاز ناوور (فرانسه) ، فرانک سیناترا ، سلن دیون ، خولیوو ایگلسیاس و ... از اکبر گلپایگانی به عنوان یکی از خوانندگان بزرگ موسیقی کلاسیک در دنیا نام برده اند و همچنین بزرگترین نوازنده گان و موسیقیدانهای کشور نیز مثل مرحوم علی تجویدی و جلیل شهناز ومرحوم اسدالله ملک و مرحوم حبیب الله بدیعی و پرویز یاحقی و فرهنگ شریف و منصور نریمان و انوشیروان روحانی و فضل الله توکل و .... یکصدا استاد گلپایگانی را به عنوان بهترین آوازه خوان تاریخ ایران می نامند .

    ((( کنسرت بزرگ تخت جمشید )))
    حرف کنسرت بزرگ استاد گلپایگانی در تخت جمشید چندی هست که در محافل خبری سر زبانها افتاده است و استاد گلپا می خواهد بعد از 27 سال در وطنش کنسرت بگذارد . ولی خب اینطور که معلومه هنوز مجوز دریافت نکرده البته صحبت هایی با آقای حسین صفار هرندی شده و ایشان نیز قول مجوز را دادند ولی هنوز که خبری نیست ... ضمنا کلیه درآمد این کنسرت زیر نظر آکادمی نخبگان جوان و همچنین پرفسور صحرائیان به دانشجویانی که از عهده مخارج دانشگاه برنمی آیند اختصاص خواهد یافت . این کنسرت به احتمال ۹۰درصد در شیراز و در تخت جمشید برگزار خواهد شد و اینطور که قبلا گفته شده بود قراره به این کنسرت مجوزه 20000 نفری داده شود ولی خب فعلا که هیچ خبری از مجوز نیست .
    **
    همچنین تا چندی دیگر (( جایزه پیکاسو )) را به اکبر گلپایگانی تقدیم می کنند . در طول تاریخ فقط 9 نفر جایزه پیکاسو را دریافت کردند .
    تصاویر پیوست شده
    • نوع فایل: jpg golpa3.jpg (14.6 کیلو بایت, 1 نمایش)




    معرفت بار گرانيست به هر كس ندهند
    پر طاووس قشنگ است به كركس ندهند

  2. #12
    عضو فوق حرفه ای
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    شهر گل و بلبل شيراز
    نوشته ها
    1,703
    سپاس
    3,722
    تشکر شده 2,707 تا این لحظه در 1,127پست

    پیش فرض

    عباس مهرپویا

    *خواننده و آهنگساز ایرانی
    * تولد ۱۳۰۶ تهران
    * درگذشت خرداد ۱۳۷۱


    عباس مهرپویا زندگی هنری خود را با تئاتر شروع کرد. سپس زیر نظر استاد عرب تبار به یادگیری ساز عود پرداخت. گیتار را زیر نظر استاد اسپانیایی خود اروین موره گیتاریست آلمانی فرا گرفت و نخستین اثرجدی اش در این زمینه اجرای قطعه‌ای به نام کلبه سرخپوستان با گیتار الکترونیکی در انجمن هنری تهران به سال ۱۳۳۶ بود. در اوایل خرداد ۷۱ عباس مهرپویا در اثر ابتلا به سرطان درگذشت.

    وی اولین کسی بود که گیتار برقی را وارد ایران کرد و هم‌زمان به نواختن آن پرداخت.

    از سال ۱۳۴۲ سفرهایی را به منظور جمع آوری اطلاعات جدید و جامع در زمینه‌های مختلف آغاز نمود. از بزرگ‌ترین دستاوردهای سفرهای او، سفر به هندوستان در سال ۱۳۴۷ بود. در این سفر ساز سیتار را از محمود میرزا ، با راهنمایی موسیقیدان هندی راوی شانکار ، آموخت.

    در اوایل دهه ۵۰ تغییراتی در کارهای خود به وجود آورد. او با شناسایی موسیقی و ساز دیگر کشورهای جهان آمیزشی از این اصوات را به نام کوکتل موسیقی بوجود آورد.

    مهرپویا مدتی با اروین موره نیز همکاری می‌کرد که بیشتر موره در تنظیم آهنگها برای ارکستر به او کمک می نمود.

    مهرپویا با همکاری ترانه سرایانی همچون پرویز وکیلی، تورج نگهبان و داریوش روشن به اجرای ترانه‌هایی پرداخت.

    از ازدواج بیزار بود اما علاقه خاصی به جهانگردی و مسافرت به آسیای دور و نقاط ناشناخته جهان و هنر جهانی داشت.

    وی در زمان خود در میان توده عوام به عباس گاو صدا معروف شده بود.

    فعالیت‌های هنری(آلبوم‌ها و ترانه‌ها)

    * ۱۳۲۶ : کلبه سرخپوستان
    * ترانه مرگ قو (شعر : دکتر حمیدی شیرازی)
    * ترانه قایقرانان (شعر : پرویز وکیلی)
    * موسیقی برای فیلم : جدال شیطان
    * موسیقی متن برای فیلم : دزد عشق
    * ترانه قبیله لیلی (شعر : پرویز وکیلی)
    * ترانه بستر ننگین رقیب (اثر مشترک با شهیار قنبری)
    * ترانه غروب خزان
    * ترانه جام چشم
    * ترانه آه
    * ترانه خال سیاه (شعر : تورج نگهبان)
    * آلبوم قبیله لیلی
    * آلبوم مرگ قو

    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]
    مهرپویا ، با صدایی متفاوت

    با آوايي حزين مي‌خواند و نغمه‌هاي غمناك سازش را همراهي مي‌كرد
    گويي درد هزاران سال تنهايي و بي‌كسي را روايت مي‌كرد

    قطره اشكي دواي درد من بود
    اين زمان آن اشك هم پايان گرفته
    آسمان مي‌گريد امشب
    ساز من مي‌نالد امشب
    او خبر دارد كه ديگر ناله‌ام پايان گرفته


    صداي گرم و گيرايش هر شنونده‌اي را تحت تاثير قرار مي‌داد
    اما هيچ‌گاه به شكل يك خواننده عامه‌پسند مطرح نگرديد.




    چراكه نوآوري‌هايش در زمينه تلفيق اشعار امروز فارسي و آهنگ‌ها و ملودي‌هاي كهن ايراني و رسيدن به نوعي موسيقي نوين توانست ارتباط تازه‌اي بين همه دوستداران هنر و فرهنگ موسيقايي ايران در ديگر سرزمين‌ها كه از استيل‌هاي بومي خاصي هم برخوردار بودند، به وجود آورد.
    اما اين پويش و كاوش هنري مورد پسند بازار روز تجارت موسيقي نبود و از همين رو به سادگي از گردونه موسيقي مملكت كنار گذاشته شد


    عباس مهرپویا درسی سالگی کار خوانندگی را درتهران آغازکرد. او با ترانه‌ی"مرگ قو" که سراینده‌ی شعر آن دکتر حمیدی شیرازی است، به اوج شهرت رسید. مهرپویا در یازدهم خرداد ماه ۱۳۷۱ درگذشت.


    عباس مهرپویا، با این‌که صدایی متفاوت داشت و با هیچ خواننده‌ی دیگری اشتباه گرفته نمی‌شد، اما همه‌پسند نبود. ترانه‌هایش هم ازهمان نوعی نبود که دیگران به سراغش می‌رفتند. او از تئاتر به موسیقی روی‌آورد. اما پیش از همه‌ی اینها، در یک سینما مامور کنترل بلیط و رفت و آمد تماشاچیان بود.



    پرویز خطیبی، نویسنده و ترانه‌سرا، مهرپویا را از زمانی می‌شناسد که با نام "عباس آقا" در سینما "ایران" مشغول به کار بود. گاهی که در سینما فیلم تازه و معروفی نشان داده می‌شد، عباس آقا با پارتی‌بازی بلیط خطیبی را فراهم می‌کرد. تا اینکه خطیبی چند ماهی دیگر او را در سینما ایران ندید. از مدیر سینما سراغش را گرفت. مدیرگفت: این جوان کله‌اش بوی قرمه سبزی می‌دهد. روی هر پله‌ای که ایستاده باشد، نقشه می‌کشد که چطور خودش را به پله‌ی بالاتر برساند. به گمانم چیزی خواهد شد.

    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]

    عشق عود

    چند ماه بعد به تصادف خطیبی او را در خیابان لاله زار نو می‌بیند: « حال و احوالش را پرسیدم. خندید و با صدای بم مردانه‌اش گفت: عشق"عود" مرا به مصر برد. قاهره و شب‌های قشنگش و آب‌های نیل بهترین مشوق من در فرا گرفتن عود بود. نمی‌دانم چرا مردم ما این ساز اصیل ایرانی را فراموش کرده‌اند. بعضی‌ها خیال می‌کنند که عود یک ساز عربی است. در حالی که این طور نیست. صدها سال پیش حافظ گفته است: «دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند؟/ پنهان خورید باده که تکفیر می‌کنند»



    مهرپویا نخست به فراگرفتن عود زیر نظریک استاد عرب‌تبار پرداخت. فراگیری گیتار نزد استاد اسپانیایی "اروین موره" گامی دیگر بود که پیش از ورود به صحنه‌ی هنری برداشت. در سال ۱۳۳۶ خورشیدی و در سن سی سالگی با ترانه‌ای بنام "کلبه‌ی سرخ پوستان" که برای نخستین بار با گیتاربرقی اجراشد، ورود متفاوت خود را به صحنه اعلام کرد. برخی معتقدند که او نخستین کسی است که گیتار برقی را وارد ایران کرد.



    خطیبی می‌گوید: پائیز سال ۳۳ که من فیلم "محکوم به ازدواج" را می‌ساختم، عباس آقا به سراغم آمد. گفت: بگذار آهنگ‌های فیلم‌ را بسازم. با تعجب به او خیره شدم و به شوخی گفتم: «حالا کارت به آهنگ سازی کشیده؟ به این زودی؟» گفت:« بشنو، نخواستی مال خودم.» فردای آن روز به استودیوی کوچک ما آمد. چهار آهنگ مورد نظر را ضبط کرده بود. یکی از یکی بهتر. وقتی آهنگ‌ها پخش می‌شد، همه می‌پرسیدند، این عباس مهرپویا کیست؟

    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]

    سی تار

    سیتار از سازهای زهی موسیقی هندی است این ساز هفت سیم اصلی و ۱۱ یا ۱3 سیم تشدید (یا سمپاتیک) دارد و با مضراب نواخته می‌شود
    دستان‌های روی دسته این ساز فلزی و کمانی شکل‌اندسیتار انواع مختلف دارد و شکل کاسه و شمار سیم‌ها در انواع آن فرق می‌کند بطور کلی می‌توان این ساز را به سه گونه تقسیم کرد

    نوع اول فقط دارای 7 سیم اصلی و بدون سیم تشدید کننده است

    نوع دوم دارای 7 سیم اصلی و 11 یا 13 سیم تشدید کننده است

    نوع سوم دارای مشخصات نوع دوم به اضافه یک کاسه اضافی در بالای دسته ساز است که بیشتر نقش تزئینی دارد تا شدت دهنده صدا
    برای آشنایی بیشتر با صدای این ساز و طرز نوازندگی آن به آلبوم ((قبیله لیلی)) كه شاهكاریست از مهرپویا گوش بدهید
    راوی شانکار و ولایت‌خان از نوازندگان مشهور این ساز هستند و اما در ایران نخستین فرد كه این ساز را به ایران شناساند عباس مهرپویا بود
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]

    تولدی تازه
    مهرپویا، دوازده سال پس از ساختن "کلبه‌ی سرخ پوستان"، همچنان به فکر یادگیری سازی جدید بود. به هندوستان سفرکرد و به توصیه‌ی‌ "راوی شانکار"، موسیقی‌دان پرآوازه‌ی هندی، زیر نظر "محمود میرزا" نواختن سیتار را فراگرفت. ازآن پس، سیتار نیز به اجراهای او راه پیدا کرد. مهرپویا سفر به هندوستان را برای خود تولدی تازه می‌دانست: «دنیای دیگری را دیدم. دنیای فقر را در کنار ثروت، عشق را درون مذهب و هنر را در اوج.» آنچه بیش از همه او را زیر تاثیر قرار داد، موسیقی هند بود: «هندی‌ها با موسیقی متولد میشوند و با موسیقی می‌میرند.»



    خطیبی می‌گوید: «وقتی اولین صفحات با صدای مهرپویا به بازار آمد، مخالفان و موافقان بسیاری در باره‌اش به بحث و گفت‌وگو نشستند. و این همان چیزی بود که عباس آقا می‌خواست. یک روز دلکش به رادیو آمد و با لحن تمسخرآمیز گفت: «این آقا کیه که همراه با موزیک نعره می‌کشه؟»



    مهرپویا با خواندن ترانه‌ی زیبای "مرگ قو" که شعرآن‌را دکتر حمیدی شیرازی سروده بود، به‌ اوج شهرت رسید:«شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد/فریبنده زاد و فریبا بمیرد/ شب مرگ تنها نشیند به موجی/ رود گوشه‌ای دور و تنها بمیرد/ چو روزی زآغوش دریا برآمد/ شبی هم درآغوش دریا بمیرد»



    مهرپویا با صدایی بم شعر حمیدی شیرازی شاعررا آنچنان خواند که هنوزهم پس ازگذشت چند دهه، ترانه‌ی "مرگ قو" تنها با همان شیوه‌ی خوانندگی او در ذهن‌ها باقی مانده است. "دخترگلفروش" و "قبیله‌ی لیلی" دوترانه‌ی مشهوردیگری است که ازاو به یادگار مانده: «توازقبیله‌ی لیلی، من ازقبیله‌ی مجنون......."



    مهرپویا اما همچنان درفکر دگرگونی درکار خود بود وگویا درجا زدن و یکنواخت ماندن با روحیه‌ی او چندان سازشی نداشت. او با استفاده ازتوانایی‌های خود و شناخت موسیقی و سازهای دیگر نقاط جهان نوعی موسیقی تلفیقی بوجود آورد. "اروین موره"، استاد گیتارنواز، نیزهمچنان در تنظیم آهنگها برای اجرای ارکستر به او یاری می‌رسانید.مهرپویا با ترانه‌سرایانی چون پرویز وکیلی و تورج نگهبان همکاری داشت. او سرانجام آواز "مرگ قو"ی خودرا در خردادماه سال ۱۳۷۱پس ازیک دوره‌ی سخت بیماری سرداد.
    تو دریای من بودی آغوش واکن/ که میخواهد این قوی زیبا بمیرد

    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]
    تو از قبیله لیلی
    من از قبیله مجنون
    تو از سپیده و نوری
    من از شقایق پر خون
    تو از قبیله دریا
    من از نژاد کویرم
    همیشه تشنه و غمگین
    همیشه بی تو اسیرم همیشه بی تو اسیرم
    تو از قبیله لیلی آه
    من از قبیله مجنون
    حدیث عشق من و تو
    حدیث ابر بهاری
    به من چه می رسد ای دوست
    از این همه غم و زاری از این همه غم و زاری
    تو از قبیله لبخند
    من از قبیله اندوه
    فضای فاصله صد آه
    فضای فاصله صد کوه فضای فاصله صد کوه
    تو از قبیله لیلی آه
    من از قبیله مجنون
    تو از سپیده و نوری
    من از شقایق پر خون

    ******
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]
    مرگ قو(دکتر حمیدی شیرازی)
    شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
    فرینده زاد و فریبا بمیرد
    شب مرگ تنها نشنید به موجی
    رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
    در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
    که خود در میان غزلها بمیرد
    چو روزی ز آغوش دریا برآمد
    شبی هم در آغوش دریا بمیرد
    تو دریای من بودی آغوش بازکن
    که میخواهد این قوی زیبا بمیرد

    ******
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ][لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]

    از این جهان . . .
    گریه کردم
    قایقران..
    کسی دیگر نمی کوبد . .
    کولی گل فروش..
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]


    روحش شاد
    تصاویر پیوست شده




    معرفت بار گرانيست به هر كس ندهند
    پر طاووس قشنگ است به كركس ندهند

  3. #13
    عضو فوق حرفه ای
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    شهر گل و بلبل شيراز
    نوشته ها
    1,703
    سپاس
    3,722
    تشکر شده 2,707 تا این لحظه در 1,127پست

    پیش فرض

    هنرمند مردمي زنده ياد نعمت الله آغاسي

    آغاسی که متولد سال ١٣١٨ بود به سبب فقر و ناداری نه مدرسه را تمام کرد و نه امکان يافت در کلاس‌های آموزش موسيقی شرکت کند.او که استعداد خوانندگی خود را سرخود و بی استاد پرورش داده بود ابتدا در مراسم و جشن‌های مردم می‌خواند. بعدتر اما ، با آمدن به تهران در سال ١٣٤٨، با ترانه‌هايی مانند " مرو با ديگري" و " بت پرست" به نامی آشنا در عرصه فرهنگ عامه پسند ايران بدل شد و با ترانه‌های "آمنه" و "لب کارون" به شهرتی بی مثال رسيد.
    از برجستگی‌ها و تمايز کار آغاسی بود که با هنرش به ورای مرزها و محدوده‌های لاله زار پانهاد و صدايش مسئولان وقت راديو را نيز متقاعد کرد که آن را برای لذت شمار هر چه بيشتری از مردم با امواج راديو به دورافتاده ترين نقاط کشور بفرستند.
    اگرچه در سال‌های منتهی به انقلاب آغاسی اوج شهرت و آوازه خود را پشت سر گذاشته بود، اما همچنان می‌خواند و صدايش کماکان هوادارن چشمگيری داشت. با انقلاب اسلامی و رخوت و ممنوعيت‌هايی که در همه عرصه‌های فعاليت فرهنگی و از جمله در کار ترانه خوانان عامه پسند پديد آمد، آغاسی نيز تمام و کمال از فعاليت بازماند و تنها به کار رستوان داری در کرج مشغول شد. او در دهه گذشته با سفرهايی به خارج و اجرای چند کنسرت مشتاقان قديمی صدايش را به خاطره‌های سال‌های چهل و پنجاه برد. در خود ايران نيز او دو سال پيش برای اولين بار پس از انقلاب اجازه يافت که دوباره در لاله زار کنسرتی برگزار کند. استقبال از اين کنسرت به حدی بود که لاله زار يکسره تعطيل شد و مقامات را از اين که صدای آغاسی با اين همه استقبال ضررو زيانی متوجه آيين و و ارزش‌های ايدئولوژيک حاکم بکند به نگرانی انداخت . اين چنين بود که آغاسی مجبور شد دوباره از اجرای برنامه در لاله زار درگذرد.
    با اين همه در اين هفته‌های اخير که تا حدودی در وضع جسمانی آغاسی بهبودی حاصل شده بود يکی دوبار در ميان سالمندان مستقر در جاده حصار مهرشهر کرج و نيز در ميان معلولان مجمتع توان بخشی جاده لشکرک حضور يافت و با اجرای برنامه ساعاتی موجبات شادی و نشاط آنها را فراهم آورد.


    تصاویر پیوست شده




    معرفت بار گرانيست به هر كس ندهند
    پر طاووس قشنگ است به كركس ندهند

  4. #14
    عضو فوق حرفه ای
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    شهر گل و بلبل شيراز
    نوشته ها
    1,703
    سپاس
    3,722
    تشکر شده 2,707 تا این لحظه در 1,127پست

    پیش فرض

    ویگن
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]
    ویگن در سال 1308 در شهرهمدان بدنیاآمد و نام کامل وی ویگن دردریان بود او از سال 1330باخواندن آواز فعالیت هنری خودراآغازکردشروع فعالیت او درسال 1332باخواندن آواز بر فیلم چهره آشنا ساخته حسن خردمند بود از عمده آوازهای شادروان می توان به قناری- مراببوس- گلی از بهشت - دختردریا-زن ایرونی-همیشه یاد توام- شادوماد- هفت هشت- مرابه یاد بیاور- دوکبوتر و مهتاب دهها ترانه خاطره انگیز دیگر اشاره کرد. حدود نیم قرن پیش در یک روز تابستانی که جوانی ارمنی به نام ویگن دردریان در باشگاه ارامنه آرارات ترانه های ارمنی می خواند ، توجه ساموئل خاچیکیان ، فیلمسازی که با فیلم هایی مانند "بازگشت" و "دختری از شیراز" غوغایی در سینمای ایران آن سالها برانگیخته بود ، را جلب کرد . ساموئل از همان باشگاه برای فیلم "چهارراه حوادث"، آرمان و ویگن دردریان را انتخاب نمود و به دلیل صدای خوش ویگن شعری هم برایش سرود که در آن فیلم بصورت ترانه بر روی صحنه های گردش ناصر ملک مطیعی و مینا مغازه ای ، توسط ویگن اجرا شد و این نخستین اجرای رسانه ای ویگن به شمار می رفت. چراکه هنوز به رادیو راه نیافته بود.
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]
    از خاطرات بیاد ماندنی گذشته میتوان به برنامه " داستان شب " رادیو اشاره کرد. شاید برخی از ما بخاطر داریم که هر هفته چهارشنبه ها در پایان آخرین قسمت قصه آن هفته ، ترانه "لالایی" ویگن پخش می شد.صدای ویگن و ترانه هایش هیچ گاه از خاطر ما نخواهد رفت . به درستی میتوان ویگن را سلطان بی رقیب جاز ایران دانست وی از همان ابتدا سبکی نو را در موزیک ایران بنا نهاد . در آن زمان که موسیقی کشور جز ترانه های کوچه باغی و کافه ای حرف دیگری برای گفتن نداشت ویگن حرف و کلامی نو زد و با آهنگ های موزون و بهره گیری از تنظیم های استادان بزرگی همچون مهندس خرم و ......توانست مدت 50 سال به عنوان یکه تاز صحنه ها در اوج باشد. روحش شاد و یادش گرامی – برای موسیقی متن آهنگ مهتاب ویگن انتخاب شده است .
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]

    ویگن در اوج آمد و در اوج ماند و در اوج از میان ما رفت.
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]
    ویگن سلطان جاز ایران همچون فریدون فروغی و فرهاد مهراد و مازیار و .... در غربت و دور از ایران به دلیل نوعی سرطان پیشرفته از جمع ما رخت بست در 4 آبان ماه سال 82 عزیز دیگری از جامعه موسیقی کشور از بین ما رفت . یاد و خاطره ویگن و ترانه هایش همواره در ذهن تمامی ایرانیان باقی خواهد ماند یادش گرامی و روحش شاد.

    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]




    معرفت بار گرانيست به هر كس ندهند
    پر طاووس قشنگ است به كركس ندهند

  5. #15
    عضو فوق حرفه ای
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    شهر گل و بلبل شيراز
    نوشته ها
    1,703
    سپاس
    3,722
    تشکر شده 2,707 تا این لحظه در 1,127پست

    پیش فرض

    بیوگرافی (زندگی نامه) ایرج بسطامی ايرج بسطامی خواننده آواز های اصيل و ترانه های عرفانی که اهل بم بود و برای ديدار پدر و مادر در شهر خود به سر می برد، زير آوار ماند و جان باخت ايرج بسطامی در سال ۱۳۳۶در بم به دنيا آمد و تا قبل از بروز زلزله دلخراش اين منطقه، در همين شهر زندگی می کرد. او موسيقی را نزد عموی خود، يدالله بسطامی فرا گرفت سپس برای تکميل آموزه هايش به تهران آمد و از محضر استاد محمدرضا شجريان بهره برد.
    سيروس علی نژاد، روزنامه نگار سرشناس، می گويد: "موسيقی را نزد استادان فن از جمله شجريان آموخته بود و وقتی درست آموخته بود، پا به صحنه گذاشته بود. می گفت که موسيقی در خانواده پدری او ريشه دار است. پدرش هنوز در ساعات فراغت ساز می زد. اما خود را بيشتر مديون عمويش يدالله بسطامی می دانست که از نظر او در موسيقی استادی و مهارت داشت. او بود که صدا و ذوق ايرج را به موسيقی کشف کرده بود و از همان نوجوانی شروع کرده بود به آموختن گوشه ها و رديف های موسيقی اصيل به او. اين عمو در اوايل انقلاب فوت شد. پس از مرگ او، ايرج به تهران آمد و نزد استادان و بيشتر از همه خود مشکاتيان موسيقی خواند و کم کم به ميدان آمد."
    بسطامی در فعاليت هنری خود با اساتيد ديگری همچون پرويز مشکاتيان، محمدرضا درويشی و کيوان ساکت همکاری داشته است.
    وی يک بار در سال ۱۹۹۰به همراه پرويز مشکاتيان به اروپا رفت و کنسرتهای متعددی در سراسر اروپا ترتيب داد. در سال ۱۹۹۴هم به همين منوال با پرويز مشکاتيان همراه شد و به اروپا سفر کرد اماپس از آن در بم گوشه نشين شد.
    پرويز مشکاتيان می گويد: "شرايط جاری موسيقی امروز،همه را بی انگيزه و خانه نشين کرده است. بسطامی با اميد و انگيزه ای والا به تهران آمد و تنها به تعالی هنرش می انديشيد، اما پس از چندی ديگر چشم انداز روشنی نديد. آرزوی او داشتن سقفی بود که باران بر سرش نريزد اما آن را هم نداشت."
    شهرام ناظری، خواننده سرشناس ايران ضمن اظهار تاسف از بروز ضايعه جبران ناپذير فقدان بسطامی می گويد: "اگر بنا باشد از بهترينهای خوانندگان پس از انقلاب مثالی بياورم ايرج بسطامی را نام می برم. او از ذوق ذاتی خاصی بر خوردار بود و نقطه اميدی در عرصه آواز بعد از انقلاب محسوب می شد."
    بسطامی در آلبوم "رقص آشفته" با ترجيع بند "من ماندم تنهای تنها" و در مجموعه "افق مهر"، با "ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده" بر سر زبانها افتاد.
    تصنيف "دلم ای وای دل" سروده خواجوی کرمانی و "خوش نوای بی نوا" از جمله خوانده های وی است که با استقبال دوستداران مواجه شد. مجموعه افق مهر که نخست در کنگره جهانی خواجوی کرمانی اجرا شد. سپس در اروپا طی 26 شب اجرا شد و مورد استقبال قرار گرفت.
    عبد الحسين مختاباد،خواننده موسيقی سنتی ايران درباره بسطامی می گويد: "وی تنها خواننده چپ کوک زمان خود بود ( قدرت خواندن گام های بالا را داشت) و به لحاظ جنس و طعم ويژه ای که صدايش داشت در سه يا چهار دهه گذشته بی مانند بود."
    مختاباد، معتقد است خواندن مجموعه "موسم گل" که عموما شامل آهنگهای چپ کوک ( گام بالا ) است تنها از عهده بسطامی بر می آمد. او هم به مشکلات مالی و معيشتی ايرج بسطامی اشاره دارد و می گويد به همين دليل آن مرحوم از سالهای پايانی دهه ۷۰ديگر کار جدی نکرد.با اينهمه، پرويز مشکاتيان يادآور می شود که او يکی از پرتيراژترين نوارهای موسيقی را دو سال پيش به بازار عرضه کرد، در آلبومی که "وطن من" نام دارد و روی شعری از ملک الشعرا بهار ساخته شده است که چنين آغاز می شود:
    ای خطه ايران مهين ای وطن من
    ای گشته به مهر تو عجين جان و تن من
    مشکاتيان می گويد حتما اين بيت را هم از اين شعر بياوريد که اکنون مناسب حال او و ديگر همشهريان اش شده است:
    دردا و دريغا که چنان گشتی بی برگ
    کز بافته خويش نداری کفن من
    سيروس علی نژاد به ياد می آورد که اول باری که بسطامی را ديد سال 1369 در تالار رودکی بود. او تازه به جامعه موسيقی ايران معرفی شده بود: " آن شب بسطامی در جمع گروه عارف غوغا می کرد. جذبه موسيقی گروه عارف و آواز ايرج بسطامی که تازه پا به عرصه نهاده بود، نفس ها را در سينه ها حبس کرده بود. وقتی شروع کرد چنان مجلس را گرفت که همه از خود بی خود شدند. شجريانِ ديگری ظهور کرده بود. شعر سعدی را می خواند و سوزی که در صدايش بود مجلس را به آتش می کشيد، دلها را به فغان وا می داشت و آه از سينه ها بر می آورد:
    بر من که صبوحی زده ام خرقه حرام است
    ای مجلسيان راه خرابات کدام است
    با چون تو حريفی به چنين جای در اين وقت
    گر باده خورم خمر بهشتی نه حرام است
    سعدی مکن انديشه که در کام نهنگان
    چون در نظر دوست نشينی همه کام است

    صدايش به قول سعدی مرغ از طيران و آب از جريان باز می داشت". وی بعدها وقتی برای يک مصاحبه از نزديک با بسطامی سخن گفت او را جوانی يافت "با حجب و حيای بچه های شهرستانی و هنری به قول نظامی عروضی در « آسمان هفتم »."
    اما به اعتقاد سيروس علی نژاد، "آن نوارها که بسطامی بعد از « افشاری مرکب » بيرون داد نشان از افت صدايش داشت. اعتياد از او جلو افتاده بود و کارش را در زايل کردن صدا بهتر از خود او در پرورش صدايش پيش می برد."
    مختاباد، افشاری مرکب، اولين اجرای او را از جدی ترين کارهای موسيقی آوازی ايران خواند و از جمله امتيازات ويژه ديگر بسطامی ، توانايی فوق العاده در ارايه کار صحنه ای و برخورداری از بخش بم شاخص در گستره آوايی، برشمرد.
    کيوان ساکت ، آهنگساز و نوازنده تار، همراه و همکار قديمی خواننده فسانه، وی را از همراهی در اولين اجرا يعنی افشاری مرکب به خاطر دارد و می گويد: "ايرج که تا آخرين روز عمر نگهداری از همسر و فرزندان برادر درگذشته اش را بر عهده داشت، عليرغم بر خورداری از امتيازات برجسته صوتی که می توانست موجب شود وی امکانات مادی فراوان داشته باشد، به اينگونه مسايل توجهی نداشت. او با صدايی سوخته و باطنی زلال هميشه در دل ما باقيست."
    مشکاتيان او را خواننده ای می داند که در عين فقر خود را حفظ کرد و به سرودخوانی تن نداد. مختاباد پيشنهاد می کند خانه موسيقی، متولی احداث سالنی به نام اين هنرمند فقيد در بم بشود تا علاوه بر زنده نگه داشتن خاطر وی بعدها ميزبان فعاليت های فرهنگی آن ديار باشد.
    تصاویر پیوست شده




    معرفت بار گرانيست به هر كس ندهند
    پر طاووس قشنگ است به كركس ندهند

  6. #16
    عضو فوق حرفه ای
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    شهر گل و بلبل شيراز
    نوشته ها
    1,703
    سپاس
    3,722
    تشکر شده 2,707 تا این لحظه در 1,127پست

    پیش فرض

    حسام‌الدین سراج ( زاده ۱۳۳۷)، خواننده، موسیقی ایرانی و نوازندهٔ سنتور و سه‌تار است.
    وی رهبری گروه موسیقی سنتی ایرانی «بیدل» را نیز به عهده دارد
    حسام‌الدین سراج در سال ۱۳۳۷ در اصفهان زاده شد. وی فرزند سید محمدرضا سراج است و دارای مدرک تحصیلی فوق لیسانس معماری از دانشگاه شهید بهشتی می‌باشد.
    وی ، موسیقی را از سیزده سالگی با آموختن تنبک آغاز کرد . سپس سنتور را نزد استاد ساغری آموخته و برای تکمیل آن از اساتیدی چون فرامرز پایور ، رضا شفیعیان و پشنگ کامکار بهره گرفت . همچنین در زمینهٔ آواز از محضر مرحوم استاد محمود کریمی و استاد محمدرضا شجریان استفاده کرد.[۱]
    وی علاوه بر آواز ، در برخی از آثارش آهنگ‌سازی را نیز به عهده داشته و با نواختن سنتور و سه‌تار نیز آشنایی دارد. همچنین در دانشکده هنرهای زیبا بحثی تحت عنوان شناخت هنر را تدریس می‌کند. او ، علاوه بر ایران، کنسرت‌های فراوانی در کشورهای مختلف داشته‌است.
    تصاویر پیوست شده




    معرفت بار گرانيست به هر كس ندهند
    پر طاووس قشنگ است به كركس ندهند

  7. #17
    عضو فوق حرفه ای
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    شهر گل و بلبل شيراز
    نوشته ها
    1,703
    سپاس
    3,722
    تشکر شده 2,707 تا این لحظه در 1,127پست

    پیش فرض

    زندگینامه: سید عبدالحسین مختاباد
    متولد 1345 ساری-روستای امره

    سید عبدالحسین مختاباد یكم فروردین ماه 1345 در روستای امره از توابع شهر ساری متولد شد.پدر بزرگ پدری‎اش نی‎نواز قهاری بود و پدرش نیز صدایی حماسی داشت. وی ازكودكی و در دبستان به خواندن تصنیفهای موسیقی ایرانی علاقه مند شد.
    دوران دبستان و راهنمایی و دبیرستان را در شهر ساری گذراند وهمزمان به تعزیه خوانی در گروههای تعزیه محله اش هم پرداخت.
    از سال‎های اولیه انقلاب با شنیدن آلبوم‌های گروه چاووش و صدای محمد رضا شجریان به موسیقی سنتی علاقه مند شد و تمرین و ردیف خوانی را با سرمشق قرار دادن كارهای شجریان پی گرفت.
    سال 1363 با قبولی در رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران به این شهر آمد و از همان زمان به كلاس درس استاد كریم صالح عظیمی در رادیو رفت و آموزش ردیف آوازی را نزد ایشان تا سال 70 ادامه داد.
    مختاباد از یك سال بعد به واحد موسیقی حوزه هنری پیوست و همراه حسام‌الدین سراج و محسن نفر در شكل دهی به این بخش نقشی جدی ایفا كرد.
    آشنایی و نواختن سازهای سنتور و سه تار از دیگر تلاش‎های مختاباد در موسیقی سنتی بود.
    اجرای كنسرت های متعدد در تالارهای اندیشه و وحدت با گروه صبا به سرپرستی مرحوم استاد حسین فرهاد پور نخستین تحركات صحنه‌ای مختاباد بود.
    اواسط سال هفتاد وی نخستین آلبوم خود باعنوان تمنای وصال را به بازار موسیقی عرضه كرد. در این آلبوم كه با آهنگسازی زنده یاد حسین فرهاد پور ضبط شده بود، مختاباد تمامی ملودی‌های تصانیف را خود پرداخت كرد.
    بعد از این آلبوم وی به عنوان یكی از خوانندگان خوش آتیه موسیقی ایرانی مطرح شدو با آلبوم بوی گل به آهنگسازی فریدون شهبازیان و آلبوم شكوه با آهنگسازی مهیار فیروز بخت جلوه های دیگری از موفقیت های خود را به تماشا نهاد.
    مختاباد در فاصله سال‌های 72 تا 88 بیش از 20 آلبوم موسیقی راخواند وآهنگسازی كرد و دراین مدت هم نزد محسن الهامیان، كامبیز روشن روان و برخی دیگر از اساتیدموسیقی با علومی چون سلفژ، هارمونی و آهنگسازی آشنا شد.
    در میانه‌های سال 78 مختاباد برای ادامه تحصیل به كانادا رفت و پس از اقامت دوساله در این كشور به دانشگاه گلد اسمیت انگلیس آمد و زیر نظر جان بیلی، موسیقی‌دان شهیر انگلیسی، و پرفسور استانلی گلاسر دوره‌های فوق لیسانس و دكتری خود را در رشته آهنگسازی و اجرا گذراند.
    مختاباد دكتری خود را در سال 1387 در انگلیس بپایان و همزمان كار عملی خود باعنوان "سمفونی صبا" ارائه داد.
    در این فاصله وی با گروههای باربد به سرپرستی محمد ساعد كنسرت های متعددی را اجرا كرد كه یكی از این آثار اجرای تصنیفی با فرمی نو روی شعر معروف استاد محمد رضا شفیعی كدكنی( هزاره دوم آهوی كوهی) بود كه همین تصنیف با اركستر ملی به رهبری فرهاد فخر الدینی در تالار وحدت و باصدای مختاباد اجرا شد.
    آلبوم بهشت من كه حاصل همكاری وی را سامان احتشامی ( نوازنده پیانو وآهگساز) است از جمله دیگر كارهای وی در زمینه موسیقی است. آخرین آلبوم مختاباد، ماه مجلس است كه اخیرا به بازار موسیقی عرضه شده است.
    وی همچنین ریاست نخستین نمایشگاه موسیقی و‌آثار شنیداری تهران را بر عهده داشت كه سال گذشته به عنوان مهمترین رخداد موسیقی سال انتخاب شد
    مختاباد هم اینك در دانشكده صدا و سیما و دانشگاه تهران در رشته موسیقی تدریس می‎كند.
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]





    معرفت بار گرانيست به هر كس ندهند
    پر طاووس قشنگ است به كركس ندهند

  8. #18
    عضو فوق حرفه ای
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    شهر گل و بلبل شيراز
    نوشته ها
    1,703
    سپاس
    3,722
    تشکر شده 2,707 تا این لحظه در 1,127پست

    پیش فرض

    سعيد جعفرزاده هماي ، متولد 1358 در احمد سرگوراب شفت (درحومه فومن) بدنيا آمد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در آنجا سپری نمود.

    او ديپلم خود را از هنرستادن كمال الملك رشت ( مرکز استان گيلان) با موفقيت كسب نمود . به سبب وجود علاقه وافر ، او در رشته شعر ، آواز وآهنگ دانشگاه آزاد تهران قبول شد و با ساز تخصصي سه تار وپيانو تحصيلات خود را در دانشگاه بپايان رساند .

    در زمينه هنر آواز ، افتخار شاگردي اساتيدي همچون فريدون پوررضا ، سيد كمال الدين عباسي ، هنگامه اخوان ، كريم صالح عظيمي را دارد و همچنين در باب زمينه شعر و ادبيات فارسي از محضر استايدي همچون استاد دكتر عليقلي محمودي بختياري ، استاد حبيب نبوي ، استاد محمود طياري و استاد دادبه ، بهره مند گرديد .

    در اندك زماني ، هماي گيلاني توانست فعاليت هاي حرفه اي خود را در زمينه شعر، موسيقي و آواز بسط دهد ، و با موفقيت کنسرت هايي را اجرا نمايد . از جمله اجرای كنسرت های موسيقي اصيل در :
    دانشگاه مديريت تهران ،
    دانشگاه هنر تهران ،
    دانشگاه فردوس خراسان ،
    دانشگاه صنعتي شريف تهران ،
    تالار وحدت ،
    در جشنواره فجر
    فضاي باز كاخ نياوران
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]




    معرفت بار گرانيست به هر كس ندهند
    پر طاووس قشنگ است به كركس ندهند

  9. #19
    عضو فوق حرفه ای
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    شهر گل و بلبل شيراز
    نوشته ها
    1,703
    سپاس
    3,722
    تشکر شده 2,707 تا این لحظه در 1,127پست

    پیش فرض

    بهار غلامحسینی(الهه)
    بهار غلامحسینی همچون اشراف السادات مرتضایی(مرضیه) با خواندن آهنگ ها و تصنیف هایی از شیدا،عارف،درویش و وزیری مطرح شد.او که به تصدیق عبدالله دوامی،مدتی شاگرد این استاد بوده است.مدتی نیز هم نزد غلامحسین بنان کار کرده است.پری دخت اور(همسر بنان)در این باره می گوید:«اله شاگرد بنان بود.بنان با این شرط الهه را برای تعلیم قبول کرد که اواز نخواند.می گفت خانم ها نمی توانند اواز بخوانند مگر این که سال های سال نزد استادان کار کنندو زیر و بم ظرافت ها را یاد بگیرند.
    بهار غلامحسینی از خوانندگانی بود که در آغاز صدایش با عنوان خواننده ی ناشناس از رادیو پخش می شد.همزمانی پخش صدای او در یک برنامه ی نیم ساعته که یک ربع آن به الهه و یک ربع به یاسمین(که دارای صدای زیبا و شبیه به الهه می باشد) اختصاص داشت،شایعه ی رقابت این دو خواننده را در مطبوعات آن زمان دامن زد.در حالی که بهار غلامحسینی با صدای خاص خود با خواندن تصنیف هایی در برنامه های گل های جاویدان و گل های رنگارنگ و یک شاخه گل به سرعت پله های شهرت را طی کرد.
    ابراهیم سرخوش(نوازندهی تار)مدعی است او بهار غلامحسینی را به رادیو برده است و می گوید:«بعد از اشرف السادت مرتضایی ،کارم را با الهه شروع کردم.البته آن روزها خواننده شدن و راه یافتن به رادیو و تلویزیون آسان نبود و خواننده باید موسیقی را می شناخت و خارج نمی خواند.الهه را بعد از گذشتن از هفت خان رستم به رادیو بردم و آهنگ های «چو غمت می گریم،به گریه ام می خندی« را ساختم و این تنها آهنگی بود که برای او ساختم زیرا بعد از این آهنگ دیگر او را ندیدم.خب گاهی باید به روزگار خندید.از دیگرانی که با الهه همکاری داشتند،مجید وفادار،حسین یا حقی و بزرگ لشکری هستند،همچنین همایون خرم که در سال 1342 هـ ش به اتفاق او به اروپا سفر کرد.
    بطور کلی می توان از آهنگسازان مهمی که فعالیت های زیادی با الهه داشته اند از 1-منصور احمدی(1332) 2-مجید و فادار(1333-1335)3- جواد لشکری(1336-1338)4-عباس شاپوری(1338-1339) 5- پرویز یا حقی(1340- 1341)می توان نام برد.).
    الهه دارای آثار بسیاری می باشد که بسیاری از آنها شامل برنامه های گلها می باشد.و تا سال 1357 جز خواننده های مطرح موسیقی اصیل ایرانی بود،الهه بعد از انقلاب مانند بسیاری از خوانندگان به خارج کشور رفت و در دهه 1360فعالیتهای پراکنده ی در لس آنجلس داشته که قابل توجه می باشند.الهه در دهه 1370 یک کنسرت که از طرف گروهک تروریستی مجاهدین خلق برگزار شده بود شرکت کرد و پس از ان متوجه اشتباه بزرگ خود شد وبه عقاید وطن فروشانه و منحرف این گروهک پی برد و بال فاصله از این گروه فاصله گرفت و چند سال پیش مصاحبه بسیار زیبا و افشا گرانه ی در مورد این گروه با ماهنامه نجات یافتگان انجام داده که بسیار جالب و خواندنی است و حتی این مطلب که الهه حتی دستمزدش را بابت این کنسرت دریافت نکرده خود بیانگر این مطلب است که الهه از ماهیت این گروه بی اطلاع بوده.
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]
    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]




    معرفت بار گرانيست به هر كس ندهند
    پر طاووس قشنگ است به كركس ندهند

  10. #20
    عضو فوق حرفه ای
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    شهر گل و بلبل شيراز
    نوشته ها
    1,703
    سپاس
    3,722
    تشکر شده 2,707 تا این لحظه در 1,127پست

    پیش فرض

    بیوگرافی دکلش خواننده ای که پدران ما با او عمری را سپری کردند.

    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]
    در مصاحبه‌اي با شاهرخ گلستان ( در سال 1377 ش در لندن) گفت: ( من در 12 سالگي پدرم را از دست دادم و مادرم به تنهايي قادر به نگهداري اعضاي خانواده بزرگ ما نبود؛ لذا قرار شد مرا به نزد يكي از خواهرانم كه در طهران زندگي مي كرد، بفرستد. روزي مادرم مختصر غذايي مركب از مقداري نان و هلو و انجير در بقچه اي پيچيد و به من داد و مرا به دست يكي از رانندگان آشنا كه با كاميون خود عازم طهران بود، ‌سپرد. خواهرم در سرچشمه زندگي مي‌كرد؛ در آن زمان (1315 ش) من سواد نداشتم، خواهرم مرا به دبستاني كه در خيابان ناصر خسرو بود، برد و ثبت نام كرد، من مسن ترين دانش آموز كلاس بودم.
    تا كلاس پنجم ابتدايي درس خود را ادامه دادم؛ در اين كلاس بود كه سرنوشت زندگي من رقم خورد: روزي معلم موسيقي نام مرا صدا كرد و به من گفت: باقرپور تو صداي بسيار زيبا و رسايي داري، و سرودها را يك نت بالاتر از بقيه شاگردها مي خواني؛ دوست داري ترا به راديو ببرم تا در آن جا آواز بخواني؟ من نمي‌دانستم راديو چيست و كجا است. بالاخره روزي مرا به اداره موسيقي كشور كه در ميدان بهارستان بود،‌ برد و مرا به روح الله خالقي معرفي كرد و توضيح داد كه اين دختر صداي خوبي دارد.
    استاد خالقي از من خواست كه آوازي براي او بخوانم، و من هم يكي از سرودهايي كه در كلاس آموخته بودم. خواندم كه مورد قبول و توجه قرار گرفت و قرار شد كه در آن مدرسه، تحت نظر يكي از معلمان به يادگيري موسيقي بپردازم.) نام معلم دلكش،‌عبدالعلي وزيري پسر عم استاد كلنل علي نقي وزيري بود كه آوازي بسيار دلنشين داشت و تار را به استادي مي نواخت.
    دلكش مي گويد: ( اولين دستگاهي را كه استاد به من آموخت، سه گاه بود كه من در عرض چند ماه توانستم همه گوشه‌هاي اين دستگاه را به خوبي و به طور كامل فراگيرم و آن‌گاه به بقيه دستگاه‌ها و رديف‌ها پرداختم و موفق شدم همه رديف‌هاي موسيقي ايراني را طي دو سه سال به اتمام برسانم.) و حالا دلكش با صداي زيبا و دلنشين و تعليم يافته، قادر بود در راديو آواز بخواند و برنامه اجرا كند.
    وي اولين برنامه راديويي خود را در سال 1323 ش. اجرا نمود كه موجب اعجاب و تحسين فراوان گرديد. استاد خالقي نام هنري دلكش را براي اين دختر جوان انتخاب كرد؛ دلكش نام گوشه بسيار دل آويزي است در دستگاه ماهور؛ نامي كه از هر جهت برازنده اين هنرمند بود، نامي بسيار زيبا و بامسما: الاسماء تزلوا من السماء . دلكش با صداي زيبا و استعداد فراواني كه داشت، بزودي جاي خود را بين استادان موسيقي باز كرد و هنوز 21 ساله نشده بود كه به جرگه استادان پيوست و با آن‌ها،‌ ترانه‌هاي دو صدايي اجرا كرد و شهرت و موفقيت او پهن دشت ايران را درنورديد.
    در آغاز كار، دلكش آهنگ‌‌هاي محلي را كه در كودكي آموخته بود، ‌در برنامه هاي راديويي خود اجرا مي نمود؛ آثاري چون: ربابه جان،‌ و رعنا جان،‌ كه اتفاقاً اين آهنگ‌هاي بكرو بديع سريعاً مورد توجه جامعه قرار گرفتند. علت استقبال مردم از نغمه‌هاي مزبور، اين بود كه دلكش مي‌توانست بار فرهنگي و زيبايي‌ها و حال و هواي محلي اين آثار را به سادگي به شنوندگان انتقال دهد.
    مردم در آثار او به راحتي،‌ رنگ و بوي روستا و طراوت جنگل و مرغزار و پاكي هيجانات و عشق‌هاي جواني را حس مي كردند و در هر موقعيتي، ‌تصنيف‌‌هاي او را زمزمه مي‌نمودند. دلكش مي گويد: ( در سال‌هاي همكاري با خالدي تا اوايل سال‌هاي دهه سي ( 1330 ش) موفق شده حرف اول و آخر را در موسيقي ايراني بزنم، ‌تا آن جا كه هر كس را با هر ته صدايي، ‌مي ‌خواستند به مردم معرفي كنند، مي‌گفتند و مي‌نوشتند: صدايي نظير دلكش دارد؛ و فروش هر فيلمي را كه مي‌خواستند تضمين كنند، ترانه يا ترانه‌هايي با صداي من چاشني آن مي‌كردند.) دلكش با وجود اين كه بيش از 5 سال درس (دبستان) نخوانده بود، نحوه اجراي آوازها و تصنيف هاي او و كيفيت اداي كلمات، ‌به حدي زيبا و استادانه بود كه عميقاً بر دل مي‌نشست.
    او به درستي مي دانست كه در كجا و روي چه كلماتي بايد بيشتر تكيه كند و لغات را چگونه ادا نمايد كه آهنگ، دلنشين تر شود. ظرايف و لطاليف صداي دلكش به نحو عجيبي با نواي ساز خالدي به هم شبيه و نزديك بود؛‌آن چنان بود كه ابومنصور ثعالبي مورخ بزرگ قرن پنجم قمري نوشته است: ( بهترين نواها آن است كه نواي ساز به آواز ماند؛ و آوازي كه نوايي چون ساز داشته باشد.) در هر حال، ‌همكاري اين دو هنرمند( دلكش و خالدي) موجب خلق آثاربديع و جاودانه اي شد كه همواره بر تارك موسيقي ايران خواهند درخشيد. از جمله اين آهنگ‌ها، مي‌توان از ( اميري) ياد كرد.
    به نوشته حسينعلي ملاح: (اميري قطعه‌اي است در مايه دشتي و از ترانه‌هاي بسيار زيبا و بليغ محلي كه استاد ابوالحسن صبا آن را جمع‌آوري كرده و مهدي خالدي به وجه دلپذيري، آن را به اركستر نهاده و دلكش آن را اجرا كرده است.) (يادنامه ابوالحسن صبا). به تحقيق، هيچ خواننده‌اي نمي‌توانست اميري را مانند دلكش اجرا كند؛ چون وي هم اهل بابل است و هم در دوران كودكي و نوجواني، جان و گوش او با اين نغمه آشنا بود، يا آن را زمزمه مي‌كرد يا در ترنم ديگران مي‌شونيد.
    دلكش موفق شد اين ترانه را با همان عمق و اصالت و مفهومي كه در گذشته داشته است، با شور و حال بسيار بخواند و يكي از جاودانه‌ترين آهنگ‌ها را به يادگار بگذارد.
    يكي از ويژگي‌هاي قابل توجه دلكش،‌ استعداد فراوني است كه در ساختن آهنگ و ملودي زيبا و دل‌آنگيز دارد: او بدون آن كه نت بداند يا دوره آهنگ‌سازي را طي كرده باشد، يا به كنسرواتوآر موسيقي برود،‌صرفاً به سبب ذوق هنري و قدرت تخيل والا،‌موفق شد كه آهنگ‌ها وملودي‌هاي دلنشيني به وجود بياورد كه از آثار ماندني هنر معاصر ايران به شمار مي‌روند، مانند: ساز شكسته، و بردي از يادم. اين بانوي افتخارآفرين شهر بابل، ‌با حنجره طلايي خود، از بزرگترين هنرمندان آواز عصر ما است؛‌ كلمه بانو را از اين جهت عنوان تفخيمي او قرار داده‌ام كه (بانو) در لغت فارسي، لقب خورشيد هم آمده است و در مقام تشبيه، هنرآفرين بلند آوازه شهر ما، به حق خورشيد درخشان آسمان موسيقي ايران است و صدايي دارد هم رنگ آفتاب، طنين‌انداز، برگرفته از نسيم صبحگاهي و خلوت شب؛ صداي او درخشندگي خاص دارد و چهچه‌هاي او هوش ربا است.
    بلبل از رشك تو اين گونه گلو پاره كند ورنه از بهر چه است اين همه فرياد او را (نويسنده) از نسلي است كه زندگي اجتماعي را هنگامي شروع كرد كه هنوز ماشين كاملاً بر انسان چيره نشده بود؛‌ هنوز موسيقي ايراني تبديل به صداي مكرر چرخ ماشين صنعتي نشده بود؛‌ هنوز روستا به شهرك، به بركت برنامه «خودكفايي» به شهر غول‌آسا تبديل نگشته بود و هنوز مي‌شد در خانه‌‌ها نفسي به راحتي كشيد.
    «نويسنده» از نسلي است كه هنگام جواني، صبحگاهان كه چشم از خواب مي‌گشود، فضاي عطرآگين و دل‌انگيز استشمام مي‌نمود؛‌ چه در روستاها و چه در شهرها،‌فضا پر از چهچهه پرندگان بود تواٌم با صداي رسا و دلنواز خواننده‌اي كه نه تنها هنرمندي بود استثنايي،‌بلكه صدايي سالاروارداشت،‌ صدايي جادويي كه انسان را اسير مي‌كرد،‌ صدايي كه انسان را بر بال خيال مي نشاند و به آسمان‌ها مي‌برد،‌ صدايي رسا كه در عين پرقدرت بودن،‌ دلنشين و دلنواز و دلكش بود.
    «نويسنده» از نسلي است كه از جواني با اين صداي روح‌پرور خو گرفته است و به سروده علي اشتري: امشب خوش است عالم و از باده سرخوشم ساقي بريز باده ديگر كه دركشم دلكش بخوان، كز آن لب شيرين نواي شور شور دگر برآورد از جان ناخوشم فرهاد اگر به ديدن شيرين خوش است،‌من سرمست از ترانه شيرين دلكشم «نويسنده» در دوره پختگي هنر دلكش نيز، از نزديك شاهد آواز خواندن او بود. او به هنگام اجراي آواز، متين و آرام بود؛‌ صداي آهنگين او در اوج،‌ در گوشه‌هاي آوازي مانند عشاق (دشتي اصفهان)، حجاز يا خسرو شيرين (ابوعطا)،‌ بر شنونده تاٌثير جادويي داشت.
    محدوده صداي او وسيع، با حال، توانا،‌ و داراي تحريرهاي تزييني متنوع و بليغ بود. «دلكش به يقين از چهره‌هاي ماندگار در تاريخ آوازايران به شمار مي‌رود. درباره او هر چه نوشته شود كم است،‌ و هر چه به زبان آيد اندك. صد قرن هزار ساله بايد تا يك بانو «دلكش» بزايد. ... وقتي به دعوت «رويال فستيوال هال لندن» با قامتي خميده، عصا به دست و روسري بر سر، در صحنه ظاهر شد، اشك شادي بر گونه حاضران غلطيد. هيچ كس گمان نمي‌كرد از حنجره‌اي كه روزگاري طلايي لقب گرفته بود،‌ اصلاً صدايي برخيزد.
    ولي در ميان شگفتي همه، آواي گرم و دلنشين دلكش كه نشان‌هايي از روزهاي طلايي او را با خود داشت،‌ در فضاي «فستيوال هال» پيچيده و با امواج رودخانه تيمس درهم آميخت: بردي ازيادم\ دادي بر بادم\ در دام افتادم\ دل به تو ددم\ از غم آزادم\ با يادت شادم... با هر ترانه و آوازي كه سر مي‌داد، احساسات و هيجان حاضران به اوج مي‌رسيد، خاطره‌ها زنده مي‌شد و روزهاي خوش به ياد مي‌آمد. دلكش به حاضران گفت: «امشب احساسات پرشور شما مرا تكان داده است ولي يادتان باشد كه از ناراحتي ديسك كمر رنج مي‌برم و ماشاء‌الله هم سنم بالا است.» آن گاه طنين صداي او بار ديگر در تالار پيچيد: اميد جانم ز سفر بازآمد شكردهانم ز سفر بازآمد عزيز آن كه بي‌خبر به ناگهان رود سفر...












    [لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ][لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ][لینک ها فقط برای کابران قابل نمایش میباشد. ]
    دلكش نزديک ترين چيزي بود که در ايران به عنوان خواننده ملی وجود داشت و صدای او، بيش از نيم قرن زندگي دهها ميليون ايراني را رنگين کرده است.
    هرچند 20 سال بود دلکش خاموش بود، اما صداي او در ميليون ها کاست و سي دي در خانه ميليون هاي ايراني در داخل و خارج از ايران زنده مانده بود.
    براي کنسرت نيويورک خانم دلکش، هنرمندي تصويري عظيم ساخته بود از زيبائي جواني او که پشت تمام صحنه را پر ميکرد، خانم دلکش که روي صحنه ظاهر شد، دل بيش از 2 هزار تماشاگر فروريخت. بانوي آواز ايران با پشتي دوتا، و عصائي در دست، ريز نقش و شکننده مينمود، درست عکس آنچه صدايش بود، وقتي پشت ميکروفن قرار گرفت.
    خانم دلکش از خواندن محروم بود، و به علت آنکه حقوق بازنشستگيو مزاياي او بعد ازانقلاب قطع شده بود، در فقر و بيماري زندگي ميکرد. سرانجام در سال 1378 جمهوري اسلامي به خانم دلکش که نزديک به هشتاد سال داشت، اجازه داد به خارج برود و در چند کنسرت که از سوي موسسات ايرانيان مهاجر ترتيب يافته بود، ظاهر شود. در قناعت خانم دلکش همين بس که بعد از آنکه مقدارمختصري پول در چند کنسرت در شرق آمريکا و کانادا تامين شد، برنامه کنسرت ها را تعطيل کرد و به ايران بازگشت.
    خود دلکش نخواست مستقيما از وضع خود شکايت کند. غرور او از اينها بزرگتر بود.
    دلکش: بله، در ايران هم ما ميتوانستيم بخوانيم. منتتهي براي خانمها که اشکالي نداشت براي مان و خيلي هم خوب بود و خانم ها هم خيلي دوست داشتند برنامه هاي ما را. اجرا مي کرديم براي خانمها.
    ولي هنگامي که به روي صحنه رفت، و در برابر تماشاگران قرار گرفت، تاب نياورد به آنها نگويد که حسرت اجراي موسيقي را در اين مدت در دل داشت.
    دلکش (خطاب به تماشاگران کنسرت در نيويورک 1378): از اينکه ما از روي کتابچه مي خوانيم، معذرت مي خواهيم ولي بيست سال است اين شعرها را نخوانده ايم. امشب دلي از عزا در ميآوريم! (کف حضار) خيلي متشکريم، سحر که از کوه بلند جام طلا سر مي زند.
    صداي او، با اينکه آشکارا آثار سن وسال در آن به گوش ميرسيد، براي همه ياد وطن، ياد گذشته و ياد رفتگان بودو حاضران در کنسرت هاي اخير او را به گريه ميانداخت. اين صدائي بود که ملتي به مدت نيم قرن با شنيدن آن از راديو، صبح ها از بستر بر ميخاست و با زنگ شاد و اميدوار آن روز را آغاز مي کرد. ملتي هر روز با اين صدا ساعات کار روزانه را سپري ميکرد، در خانه و قهوه خانه با آن همراه بود و بعد ازظهرها با نواي آشناي و اطمينان بخش آن به خواب ميرفت. صدائي بود که نواي سحرانگيز آن در کافهها و کلوپهاي شبانه همراه شادي مردم بود و نيمه شب ها، طنين غم انگيز آن همراه دل هاي تنها و عاشق.
    در مصاحبهاي که پنج سال پيش با او داشتم خانم دلکش که مي گفت 78 سال دارد، خوشحال بود که مردم همچنان صدايش را گرامي ميدارند.
    شما الان چند سال است که ميخوانيد؟
    دلکش: من در حدود شايد 50 يا 52 و 53 سال است که ميخوانم. بيش از نيم قرن است.
    ترانه جديد اجرا مي کنيد يا همان کارهاي قديم است؟
    دلکش: نخير، همان کارهاي قديم است که مردم همه از آنها خاطره دارند. شعر، آهنگ. من فکر ميکنم ديگر نميآيد اين آهنگها و شعر و اينها که ما داريم ميخوانيم، ديگر نداريم. همهشان، يا فوت کردهاند يک عده شعرا، آهنگسازها، مثل آقاي خالدي، مثل آقاي مجيد وفادار، اينها اساتيد ما بودند. آهنگها بيشتر ما آقاي خالدي و آقاي مجيد وفادار است که من مي خوانم و البته آقايان پرويز ياحقي و آقايان تجويدي و همه اينها براي من آهنگ مي ساختند و ديگر نميآيد مثل اين آقايان. اينها واقعا زحمت کشيدهاند يک عمر، مثل اينها ديگر نيست و همين آهنگهاست که مردم ازش خاطره دارند و دعوتي که از من کردند، اين است که ميبينم هر آهنگي که ميخوانم ميبينم براي مردم تازگي دارد و واقعا گريه ميکنند، و اين گريه از روي شعف است، از روي احساسشان است، واقعا. ميبينم درست مثل پنجاه سال پيش همان حالتي که آن وقت من داشتم، ميبينم مردم همان احساس را نسبت به من دارند و من خيلي خوشحالم از اين موضوع.
    دلکش (در کنسرت): پرسان پرسان لرزان لرزان آمدم در خانهات، يک شاخه گل در دستم، سر راهت بنشستم.

    خانم دلکش در کنسرت خود در نيويورک، با همراهی هوشمند عقيلي، يک ترانه قديمي را زنده کرد.
    دلکش و هوشمند عقیلی: اجرائی از ترانه «بردی از یادم»
    آقاي زيدآلله طلوعي، نوازنده تار و رهبر ارکستر، يکي از آخرين هنرمنداني که با خانم دلکش کار کرده است و در سفرهاي او به اروپا و آمريکا او را همراهي کرد درباره کار با خانم دلکش ميگويد:
    چه احساسي دارد کارکردن با هنرمندي که ميراث زنده يک ملت است.
    زيدالله طلوعي: همان ذوق و شوقي که مردم دارند براي شنيدن صداي خانم دلکش، و خاطره انگير است براي همه مردم، براي من هم همان خاطره را دارد و همان لطف و زيبائي صداي قبليشان را براي من ارد. و هنوز هم که هنوز است خانم دلکش خوب ميتوانند بخوانند و خوب اجرا کنند و هيچ خدشه اي در کارشان وجود ندارد. ايشان ممکن است قد وقواره شان خميده شده باشد يک مقدار، ولي صداشان را حفظ کرده اند و همان صداي آسماني که دارند واقعا زيباست.

    راز اينکه بعد از 50 سال شما هنوز به اين خوبي مي خوانيد چيست؟
    دلکش: من فکر ميکنم خدائي است اين. و من خيلي از خداي خودم متشکرم. من فکر نمي کردم با اين سنم، نزديک به هشتاد سالم است، شايد دو سال ديگر مانده است که هشتاد سالم تمام شود، فکر نمي کردم من بتوانم روي صحنه بعد از 20 سال که نخوانده ام بيايم و براي مردم اين برنامه به اين خوبي را اجرا کردنم و اين غير از اينکه دست خداست هيچ چيز ديگري نيست.

    و آن انرژي هنري که در وجود شما هست. شعلهاي است که از شما ميآيد بيرون.
    دلکش: واقعا همينطور است. شايد آن انرژي که به قول شما از قديم... ما از زن هاي قديم هستيم ديگر، آن انرژي قديمي در ما هست. من خيلي خوشحالم از اينکه ميبينم مردم اينقدر احساسات به خرج مي دهند. خيلي خوشحالم.




    معرفت بار گرانيست به هر كس ندهند
    پر طاووس قشنگ است به كركس ندهند

صفحه 2 از 9 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. راک
    توسط Pink.nm در انجمن سبک های موسیقی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 28/10/2010, 13:06
  2. شهر، شهرسازي و شهرنشيني در ايران
    توسط kianoosh در انجمن تاریخ باستان ایران و جهان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 29/08/2010, 21:46
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 11/08/2010, 01:42
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 11/08/2010, 01:31
  5. گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي امروز
    توسط saray در انجمن اخبار ایران
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: 08/08/2010, 10:11

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •